close
چت روم
افسانه بایگان:شادترین لحظه ی زندگیم گریه پسر 32 ساله ام

سی گل,دانلود آهنگ,دانلود فیلم,عکس

افسانه بایگان:شادترین لحظه ی زندگیم گریه پسر 32 ساله ام

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
 بروزترین سایت دانلود آهنگ و دانلود موزیک ویدیو ایرانی با کیفیت بالا
بروزترین سایت دانلود آهنگ و دانلود موزیک ویدیو ایرانی با کیفیت بالا
دانلود سریال گلشیفته قسمت 1
دانلود سریال گلشیفته قسمت 1
دانلود شبی که ماه کامل شد
دانلود شبی که ماه کامل شد
دانلود فیلم سینمایی لایف استایل رایگان
دانلود فیلم سینمایی لایف استایل رایگان
دانلود انیمیشن انیمیشن شنگول و منگول
دانلود انیمیشن انیمیشن شنگول و منگول
دانلود فیلم 13 شمالی با کیفیت بالا
دانلود فیلم 13 شمالی با کیفیت بالا
دانلود تئاتر اعتراف شهاب حسینی
دانلود تئاتر اعتراف شهاب حسینی
دانلود فیلم سینمایی آکادمی دلبری
دانلود فیلم سینمایی آکادمی دلبری
بیوگرافی شاهرخ استخری و همسرش سپیده بزمی پور
بیوگرافی شاهرخ استخری و همسرش سپیده بزمی پور
بیوگرافی الناز حبیبی و همسرش مهدی صاحب زمانی + تصاویر
بیوگرافی الناز حبیبی و همسرش مهدی صاحب زمانی + تصاویر
دانلود فیلم آنسوی ابرها دوبله فارسی
دانلود فیلم آنسوی ابرها دوبله فارسی
دانلود فیلم آنجا همان ساعت با 4 کیفیت
دانلود فیلم آنجا همان ساعت با 4 کیفیت
داستان و عکس بازیگران سریال عاشق شدی بیا
داستان و عکس بازیگران سریال عاشق شدی بیا
بیوگرافی زیبا کرمعلی Instagram zibakaramali
بیوگرافی زیبا کرمعلی Instagram zibakaramali
دانلود فیلم سرو زیر اب
دانلود فیلم سرو زیر اب
برندگان جشنواره فیلم فجر 96
برندگان جشنواره فیلم فجر 96
بیوگرافی محسن کیایی و همسرش سهبلا امیرحسینی
بیوگرافی محسن کیایی و همسرش سهبلا امیرحسینی
بیوگرافی مصطفی کیایی و همسرش عاطفه فلاحی
بیوگرافی مصطفی کیایی و همسرش عاطفه فلاحی
سریال رد سیاه
سریال رد سیاه
تصاویر بازیگران در مراسم اکران فیلم به وقت شام جشنواره فیلم فجر 36
تصاویر بازیگران در مراسم اکران فیلم به وقت شام جشنواره فیلم فجر 36
عکس های مراسم اکران فیلم تنگه ابوقریب در جشنواره فیلم فجر 96
عکس های مراسم اکران فیلم تنگه ابوقریب در جشنواره فیلم فجر 96
بیوگرافی بهنام بانی و همسرش + تصاویر
بیوگرافی بهنام بانی و همسرش + تصاویر
بیوگرافی خسرو حیدری مهمان برنامه دورهمی مهران مدیری
بیوگرافی خسرو حیدری مهمان برنامه دورهمی مهران مدیری
عکس های بازیگران زن و مرد در مراسم اکران فیلم فیلم بمب یک عاشقانه
عکس های بازیگران زن و مرد در مراسم اکران فیلم فیلم بمب یک عاشقانه
عکس های بازیگران زن و مرد در مراسم اکران فیلم شعله ور در جشنواره فیلم فجر96
عکس های بازیگران زن و مرد در مراسم اکران فیلم شعله ور در جشنواره فیلم فجر96

افسانه بایگان:شادترین لحظه ی زندگیم گریه پسر 32 ساله ام

افسانه بایگان:شادترین لحظه ی زندگیم گریه پسر 32 ساله ام

گفت و گو جالب و خواندنی با افسانه بایگان در رادیو هفت

برنامه رادیو هفت شبکه آموزش سیما در پی گفتگوهای شبانه با هنرمندان این بار با افسانه بایگان بازیگر سینما و تلویزیون گفتگو کرده  

است. مشروح این گفتگوی منصور ضابطیان را می‌خوانیم

 

به عنوان اولین سوال بفرمائید چند فیلم بازی کردید؟

- حقیقتاً تعداد آنها در خاطرم نیست. بالای هفتاد فیلم احتمالا بازی کرده‌ام.

 

این خوب است یا بد؟

- حتما خوب بوده که چنین شده است. آنچه در گذر زمان بر انسان می‌گذرد، حتما خوب است. البته فرود و فراز زیاد وجود داشته است.

 

اگر من در ابتدای گفتگویمان بگویم که شما در سال 1340 به دنیا آمده‌اید، کار بدی کرده‌ام یا خیر؟

- نه کار بدی نیست. خوشبختانه چون مردم با بنده ارتباط دارند این موضوع را خوب می‌دانند. من در 26 دی ماه سال 1340 و در خیابان

فرانسه تهران به دنیا آمدم.

 

چه خاطره‌ای از دوران کودکی دارید؟

- خیابان سهروردی جنوبی که با پدر و مادرم سپری کردم خیلی خوب یادم است. من از هشت یا نه ماهگی‌ام نیز خاطره‌ای در ذهن دارم! در

آن سن در بغل دایه‌ام بودم و مادرم می‌خواست به خیاطی برود و از اینکه می‌خواستند من را تنها بگذارند ناراحت بودم. همچنین دوران

مدرسه و دورانی که وارد اجتماع می‌شود نیز خاطرات خوبی را در ذهنم ایجاد می‌کند.

 

آخرین باری که به خاطراتتان فکر کرده بودید، چه زمانی بود؟

- گاهی لحظاتی از گذشته و خاطرات انسان برایش زنده می‌شود ولی اینکه به طور مداوم به آنها فکر کند، چنین نیست.

 

دبیرستان را تمام کردید چرا وارد دانشگاه نشدید؟

- یکی از دلایل نرفتن به دانشگاه این بود که آن سال‌ها انقلاب فرهنگی شد. زمانی که می‌خواستم ادامه تحصیل دهم، انقلاب فرهنگی در

دانشگاه‌ها رخ داد و البته خوشبختانه کار ««سربداران»» در مسیر زندگی‌ام قرار گرفت و من هم چون تحصیلات آکادمیک را دوست نداشتم،

این کار را با علاقه قبول کردم.

 

چطور به پروژه ««سربداران»» پیوستید؟

گروه تولید این سریال یک سال و نیم پیش تولید داشتند و آدم‌های مختلفی برای نقش بنده انتخاب شده بودند و هر کدام به دلیلی نتوانسته

بودند با گروه کار کنند و چند روز به حرکت گروه به سمت لوکیشن ابیانه باقی مانده بود که من تست بازیگری دادم. وقتی آقای اکبر عالمی‌

نام من را پرسیدند، بلافاصله جواب دادم؛ افسانه بایگان و «تهکام بانو» هستم.

 

چطور از آگهی این سریال خبردار شده بودید؟

- آقای چنگیز وثوقی که نسبت دوری با ما داشتند، به بنده خبر دادند.

 

از کار نمی‌ترسیدید؟

- پیش از اینکه به بازیگری علاقه داشته باشم به ماجراجویی علاقه داشتم. روزهایی وجود داشت که از نظر روحی سرگشتگی زیادی

داشتم. قبل از «سربداران» صبح‌های زود از خانه‌مان تا دربند می‌دویدم. در آنجا پیش یک آقایی که قهوه‌خانه داشتند، می‌رفتم، زیرا برای من

ایشان خیلی جالب بودند و به همین دلیل هر روز یک قسمت از ماجرای زندگی‌شان را که از زبان خودشان تعریف می‌شد ضبط می‌کردم و در

خانه پیاده می‌کردم ولی باز هم به خودم می‌گفتم این، آن ماجراجویی که به دنبالش بودم نیست. وقتی ««سربداران»» را کار کردم بسیاری

از لحظات فیلمبرداری آن برای من یک ماجرا بود و با آن فال می‌گرفتم!

 

یکی از لحظات فیلمبرداری را که برایتان ماجرا بود برای ما تعریف می‌کنید؟

یکی از آن صحنه‌ها که بسیار هم ترسناک بود مربوط می‌شود به بازی با اولین پارتنرم، آقای نصیریان! فکر آن هم سخت است؛ من در حالی

که فقط 19 سال سن دارم باید در مقابل علی نصیریان بازی می‌کردم و به ایشان دستور هم می‌دادم! ما آن صحنه را در یک برداشت گرفتیم

و بعد از پلان من با یک فاصله‌ای از زمین راه می‌رفتم. دیالوگ من هم این بود: «رای شاهزاده، رای شاه است؛ پس شما ای قاضی! اکنون

رای شاه را شنیدید!»

 

این یک موقعیتی خیلی بزرگتر از سن و ظرفیت شما در آن سال‌ها بود.

- دقیقاً همینطور است.

 

چگونه توانستید از پس آن بربیایید تا بعد از آن خودتان را نگیرید و فقط همان آدمی‌که قبلا بودید، بمانید؟

- واقعا نمی‌دانم! شاید باید بگویم این موضوع لطف خدا بود.

 

همان آدم سابق ماندید؟

- فکر می‌کنم، افتاده تر شدم! چون درست است که نقش من یک شاه نقش بود و این موضوع می‌توانست حال و هوای خاصی برای من

داشته باشد اما موضوعات دیگری ذهن من را بیشتر به خود جلب کرده بود.

 

آن موضوعات چه بودند؟

- اینکه هنر چیست؟!

 

آن سال‌ها واقعا به این موضوع فکر می‌کردید؟

- خیلی بیشتر از الان به آن فکر می‌کردم. مرحوم کیهان رهگذار و آقای نجفی خیلی در این زمینه با من سر و کله می‌زدند که چه کتابی

می‌توانم بخوانم و چه کتابی نباید بخوانم و یا چه موسیقی گوش دهم و چه موسیقی گوش ندهم که این موارد ریشه خانوادگی دارد زیرا

خانواده پدرم نیز در کار تئاتر بودند و خود پدرم به موسیقی علاقه داشتند و به مرحوم بنان نزدیک بودند. بنابراین آن حال و هوا از من دور نبود.

 

آقای نجفی چه کتاب‌هایی را به شما پیشنهاد کردند که نخوانید؟

- من به یکسری رمان علاقه داشتم که بعضی از آنها سطحی هم بودند که علاقه ندارم اسم آنها را ببرم. بیشتر با کتاب‌های «دل کور»،

«همسایه‌ها» و بعد دکتر علی شریعتی به من خط فکری می‌دادند؛ حالا بحث هنر برای موعود پیش می‌آمد، بحث اینکه فاطمه فاطمه است

پیش می‌آمد. این موارد بیشتر از نقشم توانست به من کمک کند.

 

این موضوع با آنچه در خانه می‌گذشت همخوانی داشت؟

- دور نبود. زیرا مقولاتی که دنبال می‌کردم خیلی ریشه‌ای بود و واقعا موضوع تعالی و تناسبات هنر یک موضوعی بود که در چیدمان خانه‌مان

نیز می‌دیدیم.

 

به مرحوم بنان اشاره کردید. شما او را از نزدیک دیده بودید؟

- بله! خیلی زیاد! آوازشان را هم شنیده بودم.

 

««سربداران»» تمام شد و افسانه بایگان باقی ماند و پیشنهادهای جدید به شما داده می‌شد. آیا این پیشنهادها در حد نقش «سربداران» بود؟

- وقتی «سربداران» تمام شد، از چند ماه بعد، یک یا دو کار به من پیشنهاد شد. البته آن دوران یک دوران خاص بود زیرا ما به موضوعات جدید

که در سینما و به وسیله سینما باید مطرح شود مانند نقش زن در سینما نرسیده بودیم.

 

«سربدارن» در چه سالی به اتمام رسید؟

- «سربداران» در 26 دی ماه 1362 یعنی درست در شب تولد من روی آنتن رفت.

 

این اتفاقی بود؟

- بله! کاملا اتفاقی بود.

 

دوره‌ای هم در رادیو بودید. آنجا چه می‌کردید؟

- برای مجری گری دوره‌ای را دیدیم ولی هیچوقت اجرایی را به صورت حرفه‌ای در رادیو انجام ندادم. این مربوط به دو سال پس از سریال

«سربداران» بود. پس از مدتی نیز با کار «گمشده» ساخته آقای صباغ زاده و در سال 64 به دنیای دوربین برگشتم و با آقای مشایخی و آقای

غریبیان همبازی شدم و به این شکل اولین تجربه سینمایی ام شکل گرفت.

 

چرا اسم شما را افسانه گذاشتند؟

- پدرم اسم افسانه را انتخاب کرد. مادرم با این کار مخالف بود زیرا معتقد بود، ممکن است مانند یک قصه زندگی‌اش پرماجرا می‌شود ولی

پدرم گفته بود که اگر اینگونه هم شود چه اشکالی دارد؟ بالاخره هم پدرم برنده شد و من هم اسم خودم را خیلی دوست دارم زیرا قصه‌ها را

خیلی دوست دارم.

 

در دهه شصت شما و آقای مجید مظفری با فیلم‌هایی مانند «تشکیلات» و «گل مریم» و بعد «فانی» داشتید به اولین زوج‌های هنری پس از انقلاب تبدیل می‌شدید. چرا این روند ادامه پیدا نکرد؟

- شاید به این دلیل بود که خیلی علاقه‌ای به زوج‌های هنری نداشتند. شاید هم پس از فروش خیلی خوبی که فیلم «تشکیلات» داشت، دو

فیلم بعدی فروش خیلی بالایی نداشتند و به همین جهت فکر کردند که این زوج هنری در گیشه جواب نمی‌دهد.

 

شاخص ترین فیلمتان در آن سال‌ها چه بود؟

- به دلیل اقبال عمومی‌ فیلم «بگذار زندگی کنم» را انتخاب می‌کنم. «تشکیلات» هم یک سوژه خیلی خاص داشت و نقشی هم که بنده

بازی می‌کردم در آن سالها کسی آن را بازی نکرده بود؛ من نقش یک جاسوس را بازی می‌کردم که خودش فرار از کلیشه محسوب می‌شد.

 

چرا در هیچ کدام از مصاحبه‌هایتان به فیلم «دبیرستان» اشاره نمی‌کنید؟

- نمی‌دانم! دبیرستان برای خیلی‌ها دوست داشتنی و خاطره انگیز بود. آن نقش هم خیلی خاص بود.

 

فیلم‌هایتان را الان هم می‌بینید؟

- بعضی وقت‌ها دوباره فیلم‌هایم را به مناسبت‌هایی می‌بینیم. ممکن است پسرم دوست داشته باشد دور هم یک فیلم قدیمی‌ را ببینیم که

در آن صورت، دوباره فیلم‌هایم را یک نگاهی می‌اندازم. در دهه شصت «حریم مهرورزی» هم یک اثر ماندگار و خاطره انگیز بود. وقتی برای کار

در هتل اسکان یافتیم، اطراف را یک نگاهی انداختم و حالم خیلی دگرگون شد وقتی آدم‌هایی را می‌دیدم که از خانه‌هایشان دور افتاده بودند

و زندگی و شرایط سختی که زندگی می‌کردند برای ما غم انگیز بود و من بعد از آن کار تا دو ماه بیمار بودم.

 

تصور می‌کنم افسانه بایگان در دهه هفتاد، درخششی که در دهه شصت داشت را از دست داده بود. چرا؟

- در دهه شصت این اقبال را داشتم که تک ستاره جوان سینما باشم ولی بعد از گذشت چند سال بازیگران دیگر وارد سینما شده بودند و در

بعضی از زمینه‌ها با درخشش‌هایی هم مواجه می‌شدند که مورد استقبال مردم نیز قرار گرفت.

 

این برای شما ناراحت کننده بود؟

- نه! آن زمان هم دوران خاصی بود و گذر از هر دورانی حال و هوای خودش را داشت و فقط اواخر دهه هفتاد حس کردم که موقعیت من دارد

تضعیف می‌شود. در گذر زمان کم کم کار کردن از روح آماتور و زنده هنری من را خارج کرده بود، یعنی درست مثل این بود که صبح یک قرص

می‌خوردم تا گریه و خنده و لحظات مختلف را بازی و اجرا کنم و خلاقیتی انجام نگرفته بود. این بی رنگ شدن و تکرار در کارهایم را می‌دیدم.

نتیجه آن شد که رفتم و برای دو سال تنها ماندم!

 

از این نمی‌ترسیدید که دو سال به تنهایی پناه ببرید و فراموش شوید؟-

 فراموش شدن برای من بهتر از این بود که به هر شکلی باشم.

 

اما فراموش هم نشدید. چرا؟

- این لطف مردم بود که با «کافه ستاره» برگشتم. زنی که یک کافه و قهوه خانه و یک سالن بیلیارد را اداره می‌کند و ماجراهای خودش را

دارد. با این که کار خیلی غیرمتعارف بود فروش خیلی خوبی داشت.

 

غم انگیز ترین قصه زندگی شما چه بوده است؟

- مادر من هفت سال سرطان داشتند و جز خودشان کسی تا اواخر نمی‌دانست. یک روز صبح برای صحنه خاصی از «سربداران» داشتم

تمرین می‌کردم. مادرم گفت برای من چیزی را بیاور و وقتی داشتم بر می‌گشتم شنیدم که مادرم از خدا می‌خواست که من دیگر از پا افتادم

و نمی‌توانم از رخت خواب بیرون بیایم؛ من را ببر! سر کار رفتم و صحنه‌ای می‌گرفتیم که در آن تهکام بانو بسیار پریشان حال بود و راجع به

مرگ صحبت می‌کرد. وقتی کار تمام شد به سر کوچه خانه که رسیدم ناگهان یک باد بهاری شروع به وزیدم گرفت و دل من ریخت! به سمت

خانه دویدم و پله‌ها را بالا رفتم و وقتی به اتاق رسیدم، دیدم که همه جمع هستند و مادرم یک ربع قبل از اینکه من بیایم از دنیا رفته بود.

 

در تمام آن هفت سال نمی‌دانستید که مادرتان سرطان دارد؟

- نه! آن اواخر تا حدودی بعضی‌ها متوجه شده بودند. اصلا من تصور نمی‌کردم که چنین اتفاقی بیافتد و آن را هیچ وقت باور نمی‌کردم.

 

شادترین لحظه رندگی‌تان چه بود؟

- چند روز پیش پسرم داشت از ایران می‌رفت و مانند یک کودک گریه می‌کرد و من هم گریه کردم و اشک ریختم. این همه صداقت در این مرد

بزرگ که 32 سالش است برای من بسیار شادی بخش بود. زیرا دیدم فرزند من در گیر و دار زندگی هنوز با صفا است و مانند یک کودک دو

ساله راحت گریه می‌کند

 

دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

درخواست آهنگ مجاز

آهنگ مورد نیاز خود را درخواست کنید.

مطالب

تبلیغات متنی

دانلود فیلم جدید

دانلود جدیدترین فیلم های ایرانی

دانلود آهنگ جدید

دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی

دانلود فیلم جدید

دانلود فیلم جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود فیلم

دانلود فیلم

دانلود فیلم جدید

دانلود فیلم جدید

دانلود آهنگ

دانلود آهنگ

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود سریال

دانلود سریال

دانلود سریال جدید

دانلود سریال جدید

عکس بازیگران و هنرمندان

عکس بازیگران و هنرمندان

سریال جدید ایرانی

سریال جدید ایرانی

دانلود سریال دل

دانلود سریال دل

دانلود سریال گلشیفته

دانلود سریال گلشیفته

دانلود فصل دوم سریال ساخت ایران

دانلود فصل دوم سریال ساخت ایران با لینک مستقیم

دانلود فیلم خوک

دانلود فیلم خوک با لینک مستقیم

دانلود فیلم هزارپا

دانلود فیلم هزارپا با لینک مستقیم

دانلود فیلم تگزاس

دانلود فیلم تگزاس با لینک مستقیم

دانلود فیلم لونه زنبور

دانلود فیلم لونه زنبور

دانلود فیلم بمب یک عاشقانه

دانلود فیلم بمب یک عاشقانه با لینک مستقیم

دانلود فیلم به وقت شام

دانلود فیلم به وقت شام با لینک مستقیم

دانلود فیلم چهارراه استانبول

دانلود فیلم چهارراه استانبول با لینک مستقیم

دانلود فیلم دارکوب

دانلود فیلم دارکوب با لینک مستقیم

دانلود فیلم شعله ور

دانلود فیلم شعله ور با لینک مستقیم

دانلود فیلم عرق سرد

دانلود فیلم عرق سرد با لینک مستقیم

دانلود فیلم لاتاری

دانلود فیلم لاتاری با لینک مستقیم

دانلود فیلم مصادره

دانلود فیلم مصادره با لینک مستقیم

دانلود فیلم مغزهای کوچک زنگ زده

دانلود فیلم مغزهای کوچک زنگ زده

دانلود فیلم متری شیش و نیم

دانلود فیلم متری شیش و نیم

دانلود فیلم لابی

دانلود فیلم لابی با لینک مستقیم

دانلود فیلم خرگیوش

دانلود فیلم خرگیوش با لینک مستقیم

دانلود فیلم شاه کش

دانلود فیلم شاه کش با لینک مستقیم

دانلود فیلم لس آنجلس تهران

دانلود فیلم لس آنجلس تهران با لینک مستقیم

دانلود فیلم قانون مورفی

دانلود فیلم قانون مورفی با لینک مستقیم

دانلود فیلم بدون تاریخ بدون امضا

دانلود فیلم بدون تاریخ بدون امضا با لینک مستقیم

دانلود فیلم دختر شیطان

دانلود فیلم دختر شیطان با لینک مستقیم

دانلود فیلم آینه بغل

دانلود فیلم آینه بغل با لینک مستقیم